عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

44

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

سام موافقت نموده خلعت فاخرى بر او پوشانيد و هداياى بسيار به دو داد و او را بكمك خود دلگرم ساخته اطمينان داد كه در ايفاى مواعيدى كه به او داده تخلّف نكند و نامه‌اى هم بنام مهراب مبنى بر تسكين حال و رفع اضطراب او به سيندخت سپرد كه به او برساند . رسيدن زال بدربار منوچهر و مراجعت او با موفقيت كامل چون زال بدرگاه شاهنشاه رسيد و بار حضور يافت سر تعظيم فرود آورده زمين را بوسه داد ملك او را بنزد خود خوانده اكرام فرمود و از چگونگى حال او و پدرش سام سؤال نمود زال بتناسب پاسخى معروض داشته نامه را تقديم داشت سلطان نظرى بنامه افكنده بخنده درآمد و امر بآوردن طعام فرموده او را با خود به صرف غذا دعوت كرد پس بامر ملك شراب آوردند و با وى بنوشيد صبح روز بعد نيز با او به شكار رفت و مهارت او را تمجيد كرد و در معرض يك از فنونيكه سلاطين بدان واقفند او را قرار داده كافى و كاردانش يافت و بر تعجّبش افزوده بيش از پيش مورد تفقّدش قرار داد پس از يك ماه زال بعنوان تمايل بديدار پدر عزم رحيل كرده رخصت طلبيد شاه بخنده گفت تو مايل بديدار دختر مهرابى نه پدرت سام ولى با اين مواصلت مخالفتى نداريم خدا بر تو مبارك كند و آن خاندانرا نيز مورد عفو قرار داده امرى را كه در آن خصوص صادر كرده بوديم الغا نموديم . زال سر تعظيم فرود آورده به منزل بازگشت منوچهر امر داد تا جامهء افتخار بر او بپوشانند و در مراجعت او را تجليل و تكريم كنند و پاسخى مبنى بر موافقت با مسئول پدرش تهيّه نمايند زال پس از حصول شرفيابى و اجازهء مرّخصى با شوق و شعف به راه افتاد كه بملاقات پدر نائل شود سام كه از مراجعت او باخبر شد كسان خود را باستقبال او اعزام داشت تمام زابلستان و كابلستان از رسيدن او در جوش‌وخروش افتادند و مهراب از شادى در پوست نميگنجيد چه هم